در بدو تولد ديكانستراكشن آيزنمن-يكي از بانيان اين سبك- در نقد مدرن در مقاله اي با عنوان " مرز مياني" اين چنين نوشته است:... اگر معماري را به عنوان يك علم قبول داشته باشيم بايد بپذيريم كه اين علم متناسب با علم و فلسفه ي روز باشد و اكنونيت داشته باشد
من نيز به همين سخن بسنده مي كنم و مي گويم دوران معماري مورد تمجيد شما ( ديكانستراكشن و فولدينگ و... ) نيز به سر آمده است. معماري امروز نيازمند طرحي است متناسب با دغدغه هاي امروزي. خواستار طرحي است متناسب با تكنولوژي-مصالح-فرهنگ و...پس بايد گونه ي جديد معماري روي آوريم كه من آن را "نئو فولد" مينامم
كه بزودي مباني آن را نيز منتشر خواهم نمود


معماري مانند سياست،فقط ظاهر خود را از ميان شعارهاي جديد قابل روئيت،عوض نموده است. بناهاي دهه هاي اخير با وجودي كه به عنوان نمونه هاي استثنايي در معماري
شمرده ميشوند،فقط آثار باستاني سر از خاك درآورده ايي هستند كه با شعارهاي ظاهري كه عمر كوتاهي دارند از خود شكلك در مي آورند
ما در پيدا كردن عوامل مشترك براي رفتار و احتياجات انساني،براي تهيه و تنظيم ثابتهاي كم ساختماني كه از آن يك روند طراحي و سازندگي با نظام تكامل ميابد و به اجزاي بناهاي انعطاف پذير و طويل العمر خاتمه ميابند،هيچ گونه سعي به خر نداده ايم.پافشاري در ايجاد يك نوع معماري كه باعث وابگويي احتياجات انفرادي و كوتاه مدت باشد،بطور
غلط ما را به ساختن بناهاي نااستوار،فاقد هم خواني با رشد و تحول هدايت نمود
ما نمي توانيم مانند يك فرد شوق كار كردن داشته باشيم،از طريق ساختماني كه عادات هميشگي به ما ديكته كرده است،براي رضاي هوي و هوس و احتياجات انفرادي راه حل توليد كنيم و هم زمان با آن انتظار داشته باشيم كه خود را از نسلي بدانيم كه در جستجوي يك معماري چاره ساز با ابعاد اجتماعي و تكنولوژي والا بدانيم
مقياس احتياجات بي جواب مانده ي جامعه بسيار وسيع است و امكان پاسخ گويي به آن، با قطعات كوچكي كه فقط به درد موزه مخورد كه ناشي از زحمات ناچيز فردي/كه به روش هاي واهي آلوده است،امكان پذير نمي باشد
در سال 1851 ژوزف پاكسون ثابت كرد كه نظام ها مي توانند به وسيله اي تبديل شوند تا به ساختمانها شكل شاعرانه اي دهند

هر بنايي با روشي متفاوتي با بناهاي ديگر ساخته ميشود . ضريب ثابتي براي:رفتار،راه حل و ساختمان وجود ندارد.بدون تداوم هميشه از صفر شروع ميكنيم
ما معماران عناصري را در بناها با يكديگر تلفيق ميكنيم كه حاصل يك توليد صنعتي بدون برنامه ريزي بوده و از كهنگي اغلب قوانين و ضد قوانين كه بر روند طراحي اثر مي گذارد،مشتق شده است
معمار فقط يك مجسمه ساز نيست بلكه  طراح و سازنده يك نظام است و معماري هنر خلق فضا است


Copyright 2008-3000 Manafzadeh Inc. All Rights Reserved.
طراح-منتقد-نظريه پرداز